تبليغاتX
زیر گنبد کبود

بهار من گذشته شاید...

۲۴ بهار گذشت گرچه هنوز ۲۴ساله نشدم!

24 بهار گذشت با داد و فرياد گنجشكها براي آمدنش  و 24 بار درختهاي باغچه ي كوچك خانه مان به بار نشستند.

نوروز امسال هم گذشت و من بیشترش را در مسافرت بودم.

نوروز امسال  روز نويي بود چون باعث شد اكثر مكدرات ذهني ام را دور بريزم وبا خودم خلوت كنم.  گاهي هم كتاب از ندارد تا دارا  ي علي اشرف درويشيان (نويسنده ي قهار داستانهاي كوتاه) را بخوانم و گوشه ي چشمي تر كنم! و به اين بينديشم كه خيلي چيزها و كسها دارم كه بخاطرشان بايد شاكر خدا باشم.

 

خانه كه بودم آسمان به زمين هم ميرسيد بايد فوتبال تيم ملي را در استاديوم هم نشد (!) لااقل در خانه تماشا كنم ولي فوتبال ايران و عربستان را وقتي از امامزاده صالح تهران برميگشتيم لاجرم با هندزفري گوش ميدادم و آه ! از آن گل مسعود شجاعی كه عنان از كف داده در اوتوبوس داد زدم گل!!!

تصورش را بكنيد خنده ي مسافرين را موقع پياده شدن و چشم غره اي كه همراهان نسبت به بنده ي حقير مبذول داشتند!

و خدا بگويم دهان اين ريحانه خانوم دخترخاله ي بنده را گل نگيرند كه گفت: بيخيال بابا! اينا يه دونه بزنن 2 تا خوردن.و به خانه رسيدن همانا و گل خوردن همانا.

دلم ميخواست به تيم كنيا ببازيم ولي به اين عربها نه!

بگذريم، گرچه نگذريم هم ناچار ميكند به گذشتن و ميگذرد!

نوروز امسال زيبا بود خيلي زيبا. بخصوص وقتي بداني چشمهاي زيادي منتظر آمدنت هستند. وه! كه چه حالي ميدهد پس از 10 روز بيايي و ببيني آمار نظرات تاييد نشده ي وبلاگت ارتقاء كرده و از 110 تا به 147 تا رسيده!

چه شود؟!

 آدم حال ميكند يك شب  خان دايي اش به سرش بزند خواهر و خواهر زاده ها يش را عشقي از تهران ببرد به قم و بكوب براند تا 4 صبح.

وهمه چيز باشد در آن روشنايي بي انتها.همه ي خوبيها. وآنچه كه بيشتر مبهوتم ميكرد آرامشي بود كه در همهمه ي زائرين مرا مثل هاله اي فرا گرفته بود. چقدر دلم تنگش بود.

 

نوروز امسال را  برايم خيلي قشنگ چيده بود! قشنگتر از نوروزهاي پيشين. تنهايي اش دلداري ام ميداد وهمه چيزش بجا بود فوتبالش ، كتابش، شربت اشتها آور قبل از غذايش، سفر تفريحي و مذهبي اش، دلتنگي هايش، مخاطبين دلتنگي هايش حتي واشكها و لبخندهايش حتي  بجا بود.

 

و چه زيبا گفته اند كه بهار يعني:

 

                                            به آر...

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 0:38 توسط المیرا فرخی |