مرتبط با هیچ مرتبط باپوچ!
کجاست چاهی که در آن چون علی ناله کنم؟!
خسته ام
خیلی خسته!
حال فهمیدم درد علی چه بود وقتی که به خاطر مصلحت (!) سکوت کرد و فرمود: سکوت این چند سال به سان استخوانی در گلویم بود.
استخوان در گلویم است!
دلم میخواهد بروم سراغ کتاب دکتر و آن فصلش را بخوانم که مردم جاهل (یعنی همان عوام کالانعام!) علی را خانه نشین کرده با دیگری بیعت کردند.
بگذاریم بگذرد.
آری بگذاریم این سالهای حرام نیز بگذرد!!!
نگذاریم چه کنیم؟!
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت
18:56 توسط المیرا فرخی |

