تبليغاتX
زیر گنبد کبود

قانون همه یا هیچ قلب من!

اين روزا مثلآ بايد به فكر امتحان ارشد باشم ولي اصلآ خوندنم نمياد! همه ام يه جورايي گير ميدن كه بخون ال ميشه بل ميشه.آخه ديگه چي قراره بشه.مخم درد ميكنه از بس توش زوركي (بخاطر صرفاً كمبود زمان) مطالب جورواجور گنجوندم!


 من اين چيزا سرم نميشه! فقط ميدونم كه طبق "قانون همه يا هيچ" قلب، يا بايد كامل يه چيزي رو بخونم و بفهمم ويا اصلاً نخونم. خلاص! اينقد نگين يا شانس و يا اقبال آخه ما قراره خودمون مسير زندگيمونو انتخاب كنيم نه اينكه برامون انتخاب كنن!!! نه؟!


قانون همه يا هيچ قلب ميگه: قلب به يه محرك يا اصلاً پاسخ نميده و يا كاملآ سرتاسر وجودش شروع به تپيدن ميكنه.اين محرك حتماً نبايد خيلي بزرگ باشه، فقط بايد شدت آستانه رو داشته باشه تا قلب تحت تاثيرش قرار بگيره.

بنده هم در طي چندين و چند سال رياضت كشيدنهاي متمادي در راه خدمت به علم و بشريتي كه خودم باشم فهميدم عينهو قلب مي تپم!


12 بهمن آخرين امتحان ليسانسه بود تا امتحان ارشدم چيزي در حدود 20 روز فاصله بود.آخه من تو اين 20 روز چه كتاب و جزوه اي رو مي خوندم كه كمتر از 500 صفحه مطلب داشته باشه؟! پس همون بهتر كه اين كنكورو آزمايشي قلمداد كنم.بذار يه دفعه م كنكور دنبال ما باشه نه ما دنبال كنكور!

آخيييييييييييييييييييييييييييييش!

پ.ن1: گفتم قلب يادم افتاد كه امشب شب 14 فوريه ست يعني همونvalentain.(گرچه يه جورايي باهاش مشكل دارم!) ولي خب اينم مبارك ديگه.چي بگيم!

پ.ن2: خوندن اين پست شديداً براي دم كنكوريا (خصوصاًً ارشديا) توصيه نميشه! بد آموزي داره.         

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:29 توسط المیرا فرخی |