و اما...
در دل من چیزی هست، مثل یک بیشهء نور،
مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت
بروم
تا سر کوه
دورها آوایی ست،که مرا می خواند...
"سهراب سپهری"
پ.ن: احتمالآ یه ۱۵ روزی نباشم.پیرو همون عید زدگی میرم تا باشم! عید همگی مبارک.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت
20:51 توسط المیرا فرخی |
